تبليغاتX
این منم - میلاد توی من!

این منم

 

در روز شمار من زمستان یعنی گرما،روشنی،آفتاب.زمستان یعنی به بار نشستن دوباره درخت مهر در چله ای سرد و سخت.با میوه هایی گرم و شیرین و هوسناک از خواستن.زمستان یعنی تو ،حضور دلچسب تو !
بعد آوار برف وباران ،تو که می آیی من احساس میکنم آفتابی شده ام.آسمان دلم را آبی میکنی با آمدنت. تو که جوانه میزنی سبز میشود همه این کوه و دشتهایی که با هم نرفته ایم و ندیده ایم و قرار است که روزی برویم و ببینیم و تو هی عکس بیاندازی و بیاندازی و من با یک کلاه حصیری برای خودم تاج عروس بسازم و برای توامید روزهایی که خواهد آمد. امشب شب میلاد توست. زیباترین شبهای بودنمان ،نه همه شبهای با تو بودن برایم زیبا و ماندگار و بوییدنیست.به پاسداشت همه روزها و شبهایی که باتو بوده ام ، بگذار شاد باشیم .مثل تمام لحظاتی که تو شادم کرده ای.ساز بزن.مشق کن سوز را. بازوانت را سهم دوباره ام کن .بگذار امنیت و عشق گرمم کند. نفس بکش.بگذار آرام بگیرم..
چیزی ندارم که لایق بودنت و وجود نازنینت باشد.اگر دلی مانده ،تقدیم به تو .با پاک ترین و صمیمی ترین احساس!
   و بعد..
          باش...بخواه ...همین

 

+ نوشته شده در  86/11/01   توسط پروانه کوچک  |