
تصور اینکه عشق یعنی دیگری می آید تا غمهایت را با او تقسیم کنی ،خیال باطلی است.
عشق یعنی اینکه غم ِِ !او را هم به دوش بکشی.
عشق یعنی درک و شناخت عمیق تنهایی!
پ.ن:آی باران،آی باران.بیا و بر این دل دردناک تشنه ببار!

تصور اینکه عشق یعنی دیگری می آید تا غمهایت را با او تقسیم کنی ،خیال باطلی است.
عشق یعنی اینکه غم ِِ !او را هم به دوش بکشی.
عشق یعنی درک و شناخت عمیق تنهایی!
پ.ن:آی باران،آی باران.بیا و بر این دل دردناک تشنه ببار!

کنار راه ایستاده ام
و تو بی تفاوت میگذری.
بی تفاوت دور میشوی و
من صدای مبهمت را میشنوم
که تکرار می کند :دوستت دارم!دوستت دارم!
...
من هنوز کنار راه ایستاده ام
بی صدا .بی صدا...

همه برگهای پاییزی را به نسیم مهرت می سپارم
و سبکبال می چرخم و می چرخم آنگاه که تو دستهای مرا می گیری.
به یه جای دور فکر میکنم.خیلی دور.پر از پاییز و برگ و رنگ و تو.هستی؟!